دو سوي پيرنه و برتاني‌. اينان مردم رانده‌شده‌اي بودند كه مي‌بايد كاملاً خود را در خانه‌ها يا روستاهايشان از ديگران جدا مي‌كردند و همه‌ٴ شيوه‌هاي جداسازي درباره‌شان اجرا مي‌شد؛ آنان‌ اعضاي موٴمن كليسا بودند، ولي اعضاي نجس آن‌. آنان را در ظرف جداگانه‌اي غسل تعميد مي‌دادند، از در جانبي وارد كليسا مي‌شدند، در آنجا با نرده‌اي از ديگران مجزا بودند، آب مقدس‌ را از ظرف جداگانه‌اي دريافت مي‌كردند و در محل جداگانه‌اي دفن مي‌شدند. در برخي محل‌ها ناچار بودند جامه‌ٴ ويژه‌اي بپوشند يا علامتي به لباسشان بدوزند. كسب و صنعت برايشان ممنوع‌ بود، غير از نجاري و چوب‌بري و زغال‌سازي‌، و تنها در ميان خودشان مي‌توانستند درمانگري‌ كنند.1 اينان تحت نظارت مستقيم كليسا بودند.
اين نجس‌ها چه كساني بودند؟ و از كجا آمدند؟ آغاز پيدايش نام آنان در اسناد از سده‌ٴ يازدهم‌ است و احتمالاً نخست نامشان crestiaaيا (=christianus) بوده و اول بار در منشوري از حدود سال 1000 مربوط به صومعه‌ٴ لوك در بئارن آمده است (فاي‌، سند 1، ص 338). در سندي از سال 1291 (فاي‌، سند 3، ص 339) واژه‌هاي كريستيانا و لپروزيا ذكر شده‌.2 پيش از سده‌ٴ چهاردهم درباره‌ٴ اين مردم اطلاعات بسيار كمي در دست است‌. در سال 1320 نجس‌ها و يهوديان مشتركاً به مسموم كردن چشمه‌ها متهم شدند. نخستين بحث علمي در جراحي كبير گِي دو كولياك (چهاردهم ـ 2) ديده مي‌شود. به عقيده‌ٴ كولياك نجس‌ها به نوعي جذام پنهان دچار بودند، چيزي كه امروزه جذام كوچك يا جذام سفيد ناميده مي‌شود، در برابر جذام بزرگ يا جذام‌ سرخ (آيا اين جذام سفيد همان بَـرَص بوده است‌؟) نخستين گزارش پزشكي درباره‌ٴ آنان در سال‌1349به‌فرمان لويي نايب‌السلطنه و پسر شارل هفتم تهيه شده (فاي‌، ص 40). لوران ژوبر (1563) و آمبرواز پاره (1568). توصيف‌هاي پزشكي بيشتري از آنان ارائه دادند. در جريان سده‌ٴ شانزدهم نجس‌ها را نوعي جذامي خفيف مي‌شمردند.3 نخستين ترديدها را گيوم بوشه اظهار كرد (پاريس 1598). پس‌از آن ترديدها فزوني مي‌يابد و فرضيات جديد فراواني عرضه مي‌شود. گفته مي‌شود كه نجس‌ها از بازماندگان فنيقيان‌، ويزيگوت‌ها، واندال‌ها، آريان‌ها، اعراب‌،


1. فاي (ص 62، 1910)، به چهار ((پزشك‌)) نجس اشاره مي‌كند كه به‌ترتيب در سال‌هاي 1374، 1384، 1434 و 1472 برآمدند. البته باتوجه به تعداد زياد نجس‌ها، كه تنها در فرانسه در 600 نقطه پراكنده بودند، اين خيلي كم است‌.
2. مدافعان اين نظريه كه نجس‌ها جذامي بوده‌اند، واژه‌هاي كرستيا و كريستيانوس را اين‌طور تفسير مي‌كنند كه گاه جذاميان را فقراي مسيح (يا فقراي سن‌ لازار) مي‌ناميدند. فاي (ص 322 ـ 328، 1910).
3. كه از جذاميان نگه‌داري‌شده در جذام‌خانه‌ها متمايز بودند. تعداد اين خانه‌ها در جنوب نسبتاً كم بود.